سرگذشت تلخ از قهرمانی جودو آسیا تا بستری در بیمارستان روانی

در مورد حادثه تلخ پنج سال پیش بگویید.

ـ سال 86 و طبق توافقی که شده بود من به ریاض رفتم تا سرمربی تیم ملی عربستانشوم، اما چند نفر قصد جان من را کردند، هم غذایم را مسموم کردند و هم در یک درگیریساختگی در یک لحظه به من آمپولی تزریق کردند که بعد از آن دیگر نفهمیدم چه شد. تنهاچیزی که از آن حادثه یادم مانده این است که آن مسایل باعث شد من حدود سه سال دربیمارستان روانی در تهران بستری باشم.

مقصر اصلی اتفاق که بود؟

ـ مشخص نشد. تنها می‌دانم که هیچ یک از مسئولان که در رفتن من به عربستان دخیلبودند به من نگفتند که نباید به آنجا بروم و یا اگر رفتم بیشتر مراقبت کنم. برایخودم متاسفم که آنجا رفتم و اکنون هیچ یک از مسئولان آن حادثه تلخ را گردن نمی‌گیردو به من کمک نمی‌کند.

در این سال‌ها که از بیمارستان مرخص شدید چه کار کردید؟

ـ هیچ شغلی نداشتم و اکنون هم بیکار هستم. هیچ درآمدی نداشتم و تنها با همانحقوق ناچیز صندوق حمایت از ورزشکاران و یارانه زندگی‌ام را می‌چرخانم. وقتی دیدم بااین حقوق‌ها نمی‌شود زندگی را چرخاند و هزینه زندگی در تهران بالا است و حتی پولنداشتم خانه اجاره کنم به یزد رفتم و پیش خویشاوندان همسرم زندگی می‌کنم.

وضعیت شما در آنجا چطور است؟

شرایطم بهتر از تهران است، اما زندگی برای من سخت است حالا چه برسد برایخانواده‌ام که این سال‌ها مرا تحمل می‌کنند.

جریان درگیری در صندوق حمایت از پیشکسوتان و قهرمانان چه بود؟

حدود شش ماه بود که برای ملاقات با مدیر عامل این صندوق و توضیح وضعیت خودم واحتمالا گرفتن کمک بیشتر دنبال گرفتن وقت بودم، اما وقت نمی‌دادند. وقتی به محلصندوق رفتم و آن بی‌توجهی‌ها را دیدم اعصابم به هم ریخت و درگیر شدم.

گویا پس از این ماجرا بازداشت شدید؟

ـ بله، آنها به نیروی انتظامی زنگ زدند و من 24 ساعت در بازداشت بودم، اما پس ازآن که از بیمارستان نامه بردم که من قرص اعصاب مصرف می‌کنم، مسئولان پذیرفتند وآزاد شدم.

آیا در مورد مشکلاتت به مسئولان وزارت ورزش و جوانان اطلاع داده‌ای و آنها درجریان هستند؟

چندین بار به وزیر نامه داده‌ام و خواسته‌ام که وقت ملاقات به من بدهند، اماهنوز خبری نیست. دوست دارم که با او صحبت کنم و شرایطم را بگویم تا به من کمک کند.

از خانواده‌ات بگو؟

چیزی ندارم بگویم. آنها هم در این سال‌ها به واسطه بیماری من، بیمار شده‌اند. نهتنها همسر و فرزندم، بلکه پدر و مادرم و دیگر نزدیکانم همه بیمار شده‌اند. من 22مدال برای این کشور گرفته‌ام، اما متاسفانه کسی جوابگو نیست و به وضعیت من رسیدگینمی‌کند.

/ 0 نظر / 17 بازدید