ساحل دلتو به خدا بسپار خودش قایقو برات می فرسته

به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی یک شمع روشن کن

sezar800.blogfa.com
بسیاری از پدر و مادرها گله می‌کنند که بین آنها و فرزندانشان فاصله فکری زیادی وجود دارد و شرایط به گونه‌ای است که انگار آنها هرگز نمی‌توانند یکدیگر را درک کنند. خیلی‌ها علت این تفاوت دیدگاهی را طبیعت سرکش جوانی می‌دانند. اما مشکل خیلی عمیق‌تر از این حرف‌هاست، چرا که همین جوانی که به ظاهر نمی‌تواند با والدین میانسال خود ارتباط موثر برقرار کند به راحتی سفره دل خود را برای یک فرد مسن‌تر مثل مادربزرگ یا خاله و حتی یک غریبه می‌گشاید و آن‌قدر صمیمی می‌شود که گاهی والدین حسرت آن را می‌خورند. اگر کمی دقیق‌تر به زندگی آدم‌های اطراف خود توجه کنیم می‌بینیم دلیل تفاوت دیدگاهی و فاصله فکری بین نسل‌ها و انسان‌ها اصلا تفاوت سن آنها نیست، بلکه در نوع سوالاتی است که بین آنها رد و بدل می‌شود.
برای مثال خود شما به عنوان یک انسان معمولی بهترین شاهد این مدعا هستید.


پیشنهاد میکنم ادامه ی این مقاله مفید را در ادامه مطالب مطالعه کنید=>


****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸٩/٤/٢ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

یکی از پسرانش!

sezar800.blogfa.com

شیوانا با تعدادی از شاگردان از راهی می‌گذشت. نزدیک دروازه یک شهر با ردیفی از فروشندگان دوره‌گرد روبه‌رو شد که کنار جاده بساط خود را پهن کرده بودند و به رهگذران غذا و لباس و میوه می‌فروختند. شیوانا متوجه شد که یکی از فروشندگان پیرزنی است که میوه‌های خود را در سبد مقابل خود چیده و به خاطر قیمت مناسب و کیفیت میوه‌ها مردم بیشتری را به دور خود جمع کرده است. چند قدم بالاتر چند جوان میوه‌فروش بودند که کسی از آنها خرید نمی‌کرد. ناگهان آن چند جوان طاقتشان تمام شد و با عصبانیت سراغ پیرزن رفتند و با لگد سبد میوه‌های او را به گوشه‌ای پرت کردند و مانع از کسب و کار او شدند. پیرزن هم که قدرت مقابله با آنها را نداشت مدام با صدای بلند می‌گفت به زودی پسر رشیدش خواهد آمد و آنها را ادب خواهد کرد.
شیوانا به شاگردان گفت که کناری بایستند و به سرعت نزد پیرزن رفت و با صدای بلند او را مادر خود خطاب کرد. سپس شروع کرد به جمع کردن میوه‌ها. میوه‌فروش‌های جوان تا این صحنه را دیدند با ترس و لرز وسایل خود را برداشتند و از آن‌جا دور شدند. بعد از مدتی که دوباره مشتری‌ها دور پیرزن جمع شدند، شیوانا نزد شاگردانش بازگشت و از آنها خواست تا به راه خود ادامه دهند. در طول راه شاگردی از شیوانا پرسید: "آیا آن پیرزن واقعا مادر شما بود؟"
شیوانا لبخندی زد و گفت: "می‌توانست باشد! آن جوان‌ها هم می‌توانستند پسران او باشند! اما حرص و طمع و خودخواهی باعث شده بود که آنها از یاد ببرند همه انسان‌ها اجزای یک پیکر هستند. پیرزن در آن لحظه نیاز به یکی از پسرانش داشت. خوب من هم می‌توانستم آن یک پسر باشم. برای همین کنارش نشستم و مانند یکی از پسرانش به او کمک کردم. به آن دو جوان هم کاری نداشتم، خودشان گریختند. در حقیقت آنها از یکی از پسران پیرزن ترسیدند و چون می‌دانستند خطاکارند فرار کردند. فراموش نکنید که برای حمایت از کسانی که نیازمند کمک ما هستند حتما لازم نیست با آنها فامیل باشیم."

تاريخ انتشار: ۱۳۸٩/٤/٢ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

sezar800.blogfa.com

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و.......

 

در ادامه مطالب=>

 


****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸٩/٢/۳۱ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

sezar800.blogfa.com

روزی عده ای از قورباغه ها برای گردش به جنگل رفتند. همانطور که داشتند می رفتند 2 تا از قورباغه ها به

چاه عمیقی افتادند. آن 2 خیلی تلاش می کردند ولی همه داد می زدند و می گفتند که دست از تلاش بردارند .

آنقدر گفتند که بالاخره آن یکی دست از تلاش برداشت و مرد اما اون یکی همین طور به تلاش خود ادامه داد که

بالاخره توانست از مرگ نجات یابد.وقتی آن قورباغه بالا اومد همه آن ها به بیچاره گفتند که چرا به حرف های

آن ها توجه نکرده و دست از تلاش برنداشته که بالاخره متوجه شدند اون بیچاره ناشنواست و تمام مدت فکر

میکرده آن ها دارند تشویقش می کنند که یه وقت دست از تلاش برندارد.

 

تاريخ انتشار: ۱۳۸٩/۱/۱۸ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

هیچ وقت خودت را برای کسی شرح نده!!!!
کسی که تو را دوست داشته باشد نیازی به این کار ندارد!!!
و کسی که تو را دوست ندارد آن را باور نخواهد کرد . . .!!!

sezar800.blogfa.com

 

1) حقیقت را بگویید

منظور این نیست که فقط دروغ نگویید. گفتن حقیقت حد مشخصی دارد، که با در نظر گرفتن آن هم خودتان احساس آزادی و راحتی خواهید کرد و هم دیگران به سمتتان جلب می شوند. باید سعی کنید حقیقت را از موضع عشق بگویید، نه از موضع قدرت یا ترس.


2) خودتان باشید

منطقی باشید. خودتان را به همان صورت که هستید قبول کنید. اگر ما این چیزی هستیم که اکنون هستیم، فقط به خاطر انتخاب هایی بوده که در زندگیمان کرده ایم. قبول کردن این مسئله این قدرت را به ما می دهد تا بتوانیم باز انتخاب کنیم. اگر خود را آنطور که واقعاً هستید به دیگران نشان دهید، ممکن است نتوانید بعضی ها را به سمت خود جذب کنید، اما مطمئن باشید که آنها را هم تحت تاثیر قرار می دهید.



****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸٩/۱/۱۸ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

sezar800.blogfa.com

به خلوت من خوش آمدید.

داشتم با خودم فکر می‌کردم این چه نیرویی است که هر انسانی را به حرکت وامی‌دارد و

شوری دردرونش برپا می‌کند که او را به اوج می‌رساند و کمک می‌کند تا موانع را از سر راه بردارد و آن را تبدیل به پلیکند برای عبور و رسیدن به مقصد!

و اول از همه نیروی شگفت‌انگیز عشق به ذهن و قلبم خطور کرد... اما عشقی که منحصر به یک نفر و یک چیز نباشد، منظورم عشق به زندگی است با همه پستی و بلندی‌هایش.

عشقی که در تک‌تک امور روزمره‌مان دلنوازی کند و روحمان را به رقص و پایکوبی وادارد، عشقی که شاید

گاهی کمرنگ شود اما محو نخواهد شد و تنها نیاز به غبارروبی دارد تا دوباره بدرخشد و پرتوافکن باشد.

در این روزهای بهاری، باید تمرین کرد که هر روز به خورشید سلام کرد؛ با رقص برگ‌های درخت به حرکت واداشته شد، به پرنده‌ها لبخند زد و برای گل‌ها بوسه فرستاد.

شاید در آغاز برای ما که از طبیعتمان فاصله گرفته‌ایم سخت و یا حتی مضحک باشد! اما کم‌کم باید این

مرزهای سفت و سخت را از میان برداشت و انعطاف‌پذیری و نرمی را جایگزین کرد، باید به خودمان یادآوری کنیم که ما از اهالی طبیعت هستیم و نیاز به نشاط و سرزندگی آن داریم.

عشق به زندگی را باید بیدار کرد؛ به نرمی، با مهربانی و با صبر!


عزیزان دل؛

بیایید به هم یادآوری کنیم که عاشقی یادمان نرود.

قرارمان باشد: یک لبخند از سر مهر به چهره زندگی...

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٢/۱٩ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |
 
 

 

تمایل به رابطه ی جنسی در زندگی زناشویی و استفاده بهینه از آن، راهی است بسوی موفقیت و شادکامی در زندگی. به راستی با وجود مشغله های امروزی، آیا فرصتی را گذاشته اید تا به این مسئله و فواید آن فکر کنید.؟

یک رابطه جنسی سالم مساوی است با زندگی بهتر. این موضوع را جدی بگیرید. مطالعات اخیر توسط دکتر هلن فیشر به روی چهل هزار زوج جوان، نشان داده است  که وجود رابطه ی سالم و لذت بخش در آنها، تأثیر بسزایی در افزایش بازدهی کاری داشته است. در حین یک رابطه ی جنسی، بدن اکسیتکسین ترشح می کند که به دنبال آن آرامش را در روح و جسم ما به دنبال دارد. همچنین ترشح دوپامین و تستسترون و دیگر تغییرات شیمیایی در بدن، تأثیراتی چون، خوابی راحت، افزایش خلاقیت، تمرکز بر امور کاری، افزایش اعتماد به نفس را در پی دارد. داشتن یک رابطه ی جنسی سالم، موجب افزایش انگیزه، اتکاء به نفس، آرامش و در نهایت کاهش هنجار های محیط کاری و افزایش کارآیی می شود. به عبارت دیگر یک فرد با داشتن یک رابطه ی جنسی لذت بخش، توان کاری خود را در جهت نیل به موفقیت ها بالا می برد.

با ارضاء کامل از  رابطه ی جنسی خود در زندگی،  در ایجاد ارتباطات اجتماعی و کاری، موفقیت های بی شماری را کسب می کنید. با جود حس تمایل به برقراری دوباره ی این رابطه، انگیزه ای است که همچون موتوری قوی شما را بر آن می دارد تا امور روزانه خود را سریع ولی به نحوی صحیح به اتمام برسانید تا خود را به منزل و همسر خود برسانید! به گفته ی Ian Kerner ؛ نویسنده ی کتاب " عشق و تمایلات"؛ با یک رابطه ی جنسی دلنشین و ترشح اندورفین در اعماق وجود خود، حس زندگی و.....

در ادامه مطالب=>


****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/۱٩ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

مغز انسان

اکثر ما فکر می کنیم هوش یک ویژگی ارثی است ولی بدانید که علاوه بر ارث شرایط محیطی هم تاثیر زیادی بر هوش دارد ودر واقع هوش یک ویژگی ارثی محیطی است .

چگونه می توان بهره ی هوشی را افزایش داد؟ 

1- یکی از مهم ترین عواملی که روی هوش اثر می گذارد ،تغذیه است. نخوردن صبحانه در دوران کودکی ، باعث کم شدن ضریب هوشی و در دوران نوجوانی باعث کم شدن قدرت یادگیری می شود .

2- ورزش ودویدن آرام،باعث افزایش جذب اکسیژن و بهبود جریان خون وبالا رفتن عملکرد مغز و افزایش هوش می شود.

3- یاد گرفتن موسیقی به صورت منظم نیز باعث افزایش هوش و بهبود عملکرد مغز می شود.

4- حفظ شعرهای کوتاه ، یادگیری زبان دوم و خواندن کتاب نیز باعث افزایش هوش می شود.

5- بازی های فکری مثل شطرنج ، جدول و حل معما هم باعث تفکر سریع و بالا رفتن قدرت تصمیم گیری می شود .

6- خوابیدن کافی ، منظم و سر ساعت هم در افزایش هوش مؤثر است .

7- خوردن غذاهای دریایی مثل ماهی و میگو هم در افزایش هوش نقش زیادی دارند.

 8- استرس، قدرت مغز را تحلیل می‌برد. پس تا جایی که می‌توانید از استرس دوری کنید و به شادی و آرامش روی آورید. انجام تمرین های یوگا و مدیتیشن می‌تواند راهکار مناسبی برای دوری از استرس باشد.

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/۱٧ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

به حمام میروید اول کدام قسمت را میشویید؟

(شخصیت شناسی)

د نیــای خـنــده

هنگامی‌که به حمام می‌روید اولین قسمتی که از بدنتان را می‌شورید کدام ناحیه است؟ این موضوع که شما هنگامی‌که به حمام می‌روید کدام ناحیه از بدنتان را می‌شورید دارای روان شناسی جالبی می‌باشد.
آیا شما به حمام میروید اول صورت، زیر بغل، موهای سر، قفسه سینه یا شانه هایتان را می‌شورید؟ یا سایر اعضای بدنتان را می‌شورید.

آیا تا کنون به پاسخ این سوال فکر کرده اید آیا به این موضوع دقت کرده‌اید ؟؟قبل از اینکه این متن را بخوانید اول تصمیم بگیرید و فکر کنید که کدام ناحیه از اعضای بدنتان را در ابتدا می‌شورید و بعد این تست را ادامه دهید.

اگر شما شخصی هسیتد که هنگام ورود به حمام صورت خود را می‌شورید:

پول برای شما اهمیت بسیاری دارد اما نسبت به اهمتی که پول در زندگی شما دارد کوشش کمی‌برای به دست آوردن آن انجامی‌می‌دهید سطح تقاضا و تلاش شما دارای توازن نمی‌باشد . در صحبت های خود خیلی پابند صداقت نیستید و برای اینکه به مقصود خود برسید گاهی اوقات صداقت خود را فراموش می‌کنید . افرادی که در اطراف شما هستند به دلیل رفتارهای متفاوتی که شما انجام می‌دهید قادر به درک صحیحی از شما نیستد ولی شما به تفکرات دیگران راجع به خودتان اهمیت زیادی نمی‌دهید و معمولا کارهایی را که خودتان دوست دارید و طبق خواسته و میل خودتان باشد انجام می‌دهید.

 

در ادامه مطالب=>


****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/٩/۳٠ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |


از همه چیز به اندازه کافی آرزو کنیم!


یکی از آرزوهایتان را همین الان
جلوی چشم بیاورید. هر آرزویی کهمی‌خواهد باشد. می‌خواهد پول وثروت باشد یا عشق و محبت یا نمرهقبولی و یا استراحت و تفریح یا هرچیز دیگر. فقط بگویید از این چیزیکه آرزومندش هستید و طلبشمی‌کنید، چقدر از آن می‌خواهید.کم یا زیاد!؟

اگر به شما بگویند همراه با اینآرزویی که چشم به راهش هستید

یک سری چیزها هم همراه استکه شما خوشتان نمی‌آید و از آنچیزهایی که خوشتان نمی‌آید ولی مجبورید دریافت کنید، چقدر می‌خواهید؟ کم یا خیلی کم یا زیاد؟

اگر درست و دقیق به خواسته‌ها و ناخواسته‌های خود از زندگی نگاه کنید می‌بینید که همیشه یا خیلی کمخواسته‌اید یا خیلی زیاد. یا خیلی زیاده‌روی کرده‌اید و بیش از اندازه خواسته‌اید و یا نه خیلی خسیسی بهخرج داده‌اید و تفریط کرده‌اید و به اندازه‌ای درخواست کرده‌اید که اصلا کفاف نیازتان را نمی‌دهد. سفارشتاناز کاینات یا خیلی زیاد بوده یا خیلی کم ولی هرگز به اندازه کافی نخواسته‌اید؟! چرا؟

ادامه مطالب=>


****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/٩/٢٤ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

 

به دلایل مختلف ، خیلی از پسرها همیشه به دنبال این هستند که در اولین ملاقات خود ، پشت سرهم سوألهایی از دوست دختر خود بپرسند ، شما چطور ؟ دلایلتان چیست ؟

  • شاید می خواهید روز ولنتاین بهتری را تدارک ببینید ؟
  • یا اینکه با او خودمانی تر بشوید؟
  • شاید هم اولین بار است و هول شده اید و نمی دانید چطور سر صحبت را باز کنید ؟

در اینجا به 100 سوأل که می توانید شما را از آن حالت یخ بودن درآورد و وادار به صحبت کند ، اشاره کرده ایم ، آنها را یکبار بخوانید و بعد نظر دهید ، موافقید؟!

و لطفا" بخاطر داشته باشید ، همه ی این سوالها جنبه ی طنز دارد ، اگر فهرستی کامل از همه ی آنها را به یکباره جلوی روی دوست دختر خود قرار دهید ، مسلما" او وحشت زده ، از شما فراری می شود ، مطمئنا" دوست ندارید که این طور شود ؟!!

تنها هر بار دو یا سه تا از آن را انتخاب کنید تا سر صحبت را باز کنید .

حتما" شما هم بارها و بارها در برخورد با مردم چیزهای عجیبی دیده اید و از آن درس عبرت گرفته اید ، شاید افراد با هم فرق کنند ولی تقریبا" در یک مواردی با هم شبیه اند ، بطور مثال ، شاید دوست دختر جدید شما هم بخواهد در مواقعی شما را غافلگیر کند ، مراقب باشید !!

او را مجبور نکنید به سوالاتی که مایل نیست ، یا خود را تحت فشار می بیند ، پاسخ دهد . بهتر است در پرسش موضوعات محرمانه و شخصی او بسیار محتاط باشید ، به خصوص اگر هنوز با هم خیلی صمیمی نشده اید .

در ادامه مطالب=>


****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/٩/٢٤ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

اگه کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم ... در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید

 گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم
سعی کنیم بیشتر بخندیم
 تلاش کنیم کمتر گله کنیم
 با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم
گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم
بیشتردعا کنیم
در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت کنیم
 هر از گاهی نفس عمیق بکشیم
 لذت عطسه کردن را حس کنیم
 قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم
 زیر دوش آواز بخوانیم
سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم
 گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم
 با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم
 برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم
 از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم
 برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است
 مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و... برای خودمان جمع‌آوری کنیم
 در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم
 گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهی‌ها باشد چه بهتر
 گاهی از درخت بالا برویم
 احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم
 گاهی کمی پابرهنه راه برویم
 بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم
 وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم
 در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم
 سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم
 رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم
 وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم
 زیر باران راه برویم
 کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم
 قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم
 چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و.... را یاد بگیریم
 اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم
 هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم
 احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم
 به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم
 گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم
 تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم
 از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد
تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/٩/٢٤ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

 

تکنیکهای تندخوانی

http://downloadpack.files.wordpress.com/2008/07/studying_library_sjp.jpg

با بکار بستن نکات زیر مهارت تند خوانی را در خود تقویت کنید:

1- مکثــها و توقفهای چشمان خود را حین مطالعه سطور کــاهش دهید. این همان تمرکزهای لحظه ای بروی حروف و واژه ها اسـت. مـا  هنگام خواندن هر یک از سطرهای یک مـتـن چشمان خود را بصورت جهشی بسمت جلو حرکت می دهیم اکنون هر میزان که ما این مکثـها و جهشــها را کـاهش دهیـم سـرعـت خـوانــدنمان نیز افزایش می یابد. تـــعداد این توقفها معمولا در افراد کند خوان به 7 بار در هر سـطر میرسد اما شما میتوانید این تعداد مکث را به 3 بار در هر سطر کاهش دهید.

نکته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حرکت دهید و نه سر خود را.

نکته: برای کاهش مکث ها و توقفها میبایست حوزه دید خود را افزایش دهید. برای این منظور شما باید سعی کنید تا تصاویر واقع در گوشه چشمان خود را بدون اینکه بطور مستقیم به آنها نگاه کنید،ببینید.

نکته:اجازه ندهید حین مطالعه دیدتان دچار سرگردانی گردد.

2- واژه ها را گروه بندی کنید. ما دیگر آموخته ایم که چگونه حروف را با یکدیگر ترکیب کرده و.........

در ادامه مطالب=>


****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/٩/٢٠ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

اعتماد به نفس یعنی مطابق میل خود زندگی کردن


 

1.هر چقدر کارتان را بهتر انجام دهید خودتان را بیشتر دوست خواهید داشت و اعتماد به نفستان نیز بیشتر خواهد شد.

2.شما هنگامی واقعاً خوشحال هستید و اعتماد به نفس دارید که بدانید کارتان را واقعاً خوب انجام داده اید.

3.پذیرش مسئولیت کامل زندگی تان به شما احساس قدرت فردی و اعتماد به نفس بسیار می دهد.

4.درست در همین موقعیتی که هستید با تمام توان و امکاناتتان کار کنید.

5.شما قابلیت آن را دارید که در هر کاری که برایتان ارزشمند است خیلی خوب عمل کنید.

6.احساس رشد و پیشرفت مداوم منبع شگفت انگیزی برای ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس است.

7.داشتن توانایی زیاد و مهارت کامل در کار احساس اعتماد به نفسی تزلزل ناپذیر در شما ایجاد می کند.

8.لازمه اعتماد به نفس داشتن سلامتی کامل و انرژی زیاد است.

9.کنترل محیط پیرامون خود را در دست بگیرید و از مثبت و سازنده بودن آن اطمینان حاصل کنید.

10.در انتخاب چیزهایی که می بینید، تماشا می کنید، می شنوید و به آنها گوش می دهید ، دقت کنید. همواره تأثیرات مثبت محیط را به خود جذب کنید.

11.قابلیت کنترل محیط  برای داشتن احساس اعتماد به نفس و تفکر مثبت ضروری است.

12.همیشه از قبل خود را برای داشتن واکنش مثبت و سازنده نسبت به هر مشکلی آماده کنید.

13.انتظار مثبت را به صورت یک دیدگاه در خود پرورش دهید و به خود اطمینان دهید که از هر موقعیتی می توانید نتایج مثبت و سازنده به دست آورید.

14.تحت هر شرایطی از معاشرت با افرادی که تفکر منفی دارند خودداری کنید . این افراد بزرگ ترین مخرب اعتماد به نفس و عزت نفس شما هستند.

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/٧/٢٢ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |



زندگی را نخواهیم فهمید اگر...!

زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گل‌سرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است؟
زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند.
زندگی را نخواهیم فهمید اگرعزیزی را برای همیشه ترک کنیم فقط به این خاطر که در یک لحظه خطایی از او سر زد و حرکت اشتباهی انجام داد.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر درس و مشق را رها کنیم و به سراغ کتاب نرویم فقط چون در یک آزمون نمره خوبی به دست نیاوردیم و نتوانستیم یک سال قبول شویم.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر دست از تلاش و کوشش برداریم فقط به این دلیل که یک بار در زندگی سماجت و پیگیری ما بی‌نتیجه ماند.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه دست‌هایی را که برای دوستی به سمت ما دراز می‌شوند، پس بزنیم فقط به این دلیل که یک روز، یک دوست غافل به ما خیانت کرد و از اعتماد ما سوءاستفاده کرد.
زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر فقط چون یکبار در عشق شکست خوردیم دیگر جرات عاشق شدن را از دست بدهیم و از دل‌بستن بهراسیم.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه شانس‌ها و فرصت‌های طلایی همین الان را نادیده بگیریم فقط به این خاطر که در یک یا چند تا از فرصت‌ها موفق نبوده‌ایم.
فراموش نکنیم که بسیاری اوقات در زندگی وقتی به در بسته‌ای می‌رسیم و یک‌صد کلید در دستمان است، هرگز نباید انتظار داشته باشیم که کلید در بسته همان کلید اول باشد. شاید مجبور باشیم صبر کنیم و همه صد کلید را امتحان کنیم تا یکی از آنها در را باز کند. گاهی اوقات کلید صدم کلیدی است که در را باز می‌کند و شرط رسیدن به این کلید امتحان کردن نود‌ و نه کلید دیگر است. یادمان باشد که زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر کلید صدم را امتحان نکنیم فقط به این خاطر که نود و نه کلید قبلی جواب ندادند. از روی همین زمین خوردن‌ها و دوباره بلندشدن‌هاست که معنای زندگی فهمیده می‌شود و ما با توانایی‌ها و قدرت‌های درون خود بیشتر آشنا می‌شویم.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر از ترس زمین خوردن هرگز قدم در جاده نگذاریم.

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/٧/٢۱ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

 راز موفقیت در زندگی داشتن امکانات نیست. . .

http://www.myconsultinggroup.com/images/strategic_mgt.jpg

 

راز موفقیت در زندگی ، داشتن امکانات نیست ، بلکه استفاده از " بی امکانی " به عنوان نقطه قوت است . "

کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود ، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد . پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد !

استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاهها ببیند . در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد . بعد از شش ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود . استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد . سرانجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان ، با همان تک فن همه حریفان خود را شکست دهد !

سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاهها نیز بااستفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری ، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشور انتخاب .

وقتی مسابقات به پایان رس ، در راه بازگشت به منزل ، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید . استاد گفت : " دلیل پیروزی تو این بود که اولا به همان یک فن به خوبی مسلط بودی . ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود و سوم اینکه تنها راه شناخته شده برای مقابله با این فن ، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دستی را نداشتی!

منبع:http://sezar800.persianblog.ir

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/٦/۱۳ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |





Powered by SeZaR800

>