ساحل دلتو به خدا بسپار خودش قایقو برات می فرسته

به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی یک شمع روشن کن

  نذار با رفتنت آخرین سرود زندگیمو زمزمه کنم

  نذار در نبود تو احساس حقارت و پشیمونی کنم

  منو توی امتداد خودت قرار بده

  میدونی نمیتون به نبود تو عادت کنم

  تا امدی تو رویاهام من بودم که دیوونه شدم

  با بودنت من سلطان عاشقان شدم

  منو تو امتداد خودت قرار بده

  چون به تو مبتلا شدم...        

                                                   تنهام . . .

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/٦/٥ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |





Powered by SeZaR800

>