ساحل دلتو به خدا بسپار خودش قایقو برات می فرسته

به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی یک شمع روشن کن

اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها، شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لا اقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/04/19/100943302042.jpg

زانو مفصلی است که غیر از حرکت باز و بسته شدن دارای حرکات خفیف چرخش به داخل و خارج نیز می باشد در تشکیل و نگهداری مفصل زانو, استخوانها , رباطها و غضروف هایی شرکت دارند که به اختصار آین ساختارها و عملکرد آن ها را توضیح می دهیم.
استخوانها :
- سه استخوان در تشکیل مفصل زانو شرکت دارند.
- در بالا استخوان ران و در پائین استخوان درشت نی و در جلو استخوان کشکک در تشکیل مفصل زانو شرکت می کنند.
- استخوان نازک نی در تشکیل مفصل زانو شرکت ندارند اما درست در مجاورت بخش خارجی مفصل زانو قرار دارد.
رباطها :
- رباط ها باندهای فیبری هستند که دو استخوان را بهم ارتباط و متصل می کنند.
- زانو�4 رباط مهم دارد که این�4 رباط استخوان ران را به استخوان درشت نی محکم متصل می کنند و پایداری استاتیک مفصل زانو را تامین می کنند.
- رباطهای صلیبی قدامی و خلفی سبب پایداری مفصل زانو در حرکات به سمت جلو و عقب و ضربات در این جهات و نیز پایداری مفصل زانو در برابر حرکات چرخشی اعمال شده به زانو می شوند.
- رباطهای جانبی داخلی و خارجی که در طرفین زانو قرار دارند هم سبب پایداری مفصل زانو در برابر اعمال نیرو به سمت خارج و داخل زانو می شوند.
تاندونها:تاندونها عضلات را به استخوان اتصال می دهند.
- تاندون عضله چهار سر رانی ( جلوی ران ) -� در پائین در جلوی مفصل زانو به استخوان کشکک اتصال می یابد و ادامه آن در پائین کشکک به استخوان درشت نی اتصال می یابد. عمل عضله چهار سر رانی باز کردن زانو می باشد.
غضروفها:
- به ساختمانهای غضروفی زانو منیسک می گوئیم که در بین دو استخوان درشت نی و ران قرار دارند و سبب افزایش سطح تماس در استخوان فوق و افزایش پایداری مفصل زانو می شوند.

در ادامه مطالب=>


****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/٢٥ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

http://hastiyepenhan.webphoto.ir/photos/ha262026.jpg

راستی در آبادی ما چه خبر است؟

صدای هیچ خروسی نمی آید

شب خیلی طولانی شده

 عجب سکوت سنگینی گمانم شاغلام در راستای آمدن صبح خروسها را سر بریده است.

اگر سپیده دم  بی خروس هم می آید،

پس چرا صبح نمی شود...

در آبادی بالا دیری ست خروس خوانده

من از شب ِ سنگ ، سخت به ستوه آمده ام .

دلم می خواهد هواری بزنم ،

های ی ی ی ،

من به تنگ آمده ام ، به تنگ ،...

زین شب سخت ، پنجره را بگشایید ،   مادر قرار است تا کی بخوابیم ؟

خوابم نمی آید ،

گمانم مردمان آبادی ما از سپیده دم نفرت دارند ،

خوابشان را بر هم می زند ،

 پدر بیدار شو ، بیدار شو ،

نکند همه مرده اند ، راستی خوابیده اند یا خودشان را به خواب زده اند ؟

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/٢٥ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

sezar800.persianblog.ir

وقتی یکی از استخوان‌های شما بشکند دکتر احتمالا" خواهد گفت: «بزودی جوش خواهد خورد» البته کلمه جوش خوردن استخوان به معنی دوباره چسبیدن دو قطعه استخوان شکسته به یکدیگر است.
اگر بوسیله یک میکروسکپ به یک قطعه استخوان نگاه کنید، بافت های ریز زیادی را خواهید دید که شبیه حلقه‌های کاموا در یک پلیور بافتنی درهم بافته شده‌اند، ولی برخلاف کاموا این بافتها بسیار سفت و بادوام هستند و یک نوع بافت مشبکی را تشکیل می‌دهند که به استخوان استحکام زیادی میدهد در حالی که شما رشد می‌کنید این بافتهای استخوانی همانطور به تشکیل و تکثیر خود ادامه می‌دهند و استخوانهای شما را بزرگتر و بلندتر می‌کند.

http://3.bp.blogspot.com/_YcFQRGhqafg/SPuqAdxA8GI/AAAAAAAAAQw/SSCbcVuuIic/s400/visuals_bone_xl-240x242.jpg

وقتی که شما به حداکثر رشد خود رسیدید، تشکیل بافت‌های استخوانی آهسته‌تر میشود و دیگر استخوان‌هایتان بزرگتر نخواهد شد، ولی در مواقع لزوم آنها می‌توانند بافت مشبک جدیدی را تشکیل بدهند یعنی وقتی یک استخوان شکست، احتیاج به بافت مشبک جدیدی دارد تا دو قسمت جدا شده را نگهدارد بنابراین بافت‌های جدید به شکل صلیب و طولا" و عرضا" شروع به تشکیل شدند میکنند و بافت شکسته قدیمی را تعمیر و مرمت می‌نمایند و در نتیجه استخوان شکسته دوباره سالم و محکم می‌شود.

 

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

نظر 4 مرجع تقلید درباره ازدواج موقت

http://blog.spafinder.com/uploaded_images/wedding-rings-772625.jpg

هفته نامه پنجره:با تشکر از مراجع محترم تقلید که با ارایه دیدگاه های خود نقش موثری در آگاه سازی افکار عمومی ایفا کردند.
در شرایط کنونی جامعه، ازدواج موقت را چه امری قبیح بدانیم و چه هنجار قلمداد کنیم، در نهایت فتوای مراجع محترم دینی است که حرمت، استحباب و یا وجوب آن را تعیین میکند.

برای دقیقتر شدن در این موضوع و بهدست آوردن آخرین نظرات مراجع، هفته نامه پنجره کوشید با طرح سوالاتی دیدگاه های مراجع محترم تقلید را در باره ازدواج موقت جویا شود.

آن چه می خوانید پاسخ های 4 نفر از مراجع عظام تقلید به استفتائات خبرنگاران پنجره است و در صورت دریافت پاسخ سایر مراجع، نظر ایشان را در شماره های آینده منتشر خواهیم کرد.

با تشکر از مراجع محترم تقلید که با ارایه دیدگاه های خود نقش موثری در آگاه سازی افکار عمومی ایفا کردند.

متن استفتا

1-آیا دختر رشیده بدون اذن ولی میتواند ازدواج موقت کند؟

2-اگر شرایط ازدواج دائم برای دختری رشیده یا غیر رشیده فراهم نباشد و در صورتی که ازدواج نکند ترس از این دارد که به گناه آلوده شود، آیا میتواند بدون اذن ولی ازدواج موقت کند؟
آیا دختران به دلیل نیاز عاطفی میتوانند با شرط نداشتن رابطه جنسی بدون اذن ولی ازدواج موقت کنند؟

3-ترویج ازدواج موقت در جامعه چه حکمی دارد؟

4- تقبیح ازدواج موقت در جامعه چه حکمی دارد؟

 

پاسخ ها در ادامه مطالب=>


****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

نامه عمر به یزد گزد سوم سا سانی و پاسخ یزد گرد به آن

 
یک سند تاریخی-

ایران ما - آنچه برای آگاهی هم وطننان ارجمند ایرانی در ذیل می آید متن ترجمه نامه عمر خلیفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجامید .

 
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.
شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.
از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.
الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.
با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.
الله اکبر
خلیفه مسلمین

عمربن الخطاب


 

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )
به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد
تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی،...........

در ادامه مطالب=>

****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/۱٩ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |
 
 

 

تمایل به رابطه ی جنسی در زندگی زناشویی و استفاده بهینه از آن، راهی است بسوی موفقیت و شادکامی در زندگی. به راستی با وجود مشغله های امروزی، آیا فرصتی را گذاشته اید تا به این مسئله و فواید آن فکر کنید.؟

یک رابطه جنسی سالم مساوی است با زندگی بهتر. این موضوع را جدی بگیرید. مطالعات اخیر توسط دکتر هلن فیشر به روی چهل هزار زوج جوان، نشان داده است  که وجود رابطه ی سالم و لذت بخش در آنها، تأثیر بسزایی در افزایش بازدهی کاری داشته است. در حین یک رابطه ی جنسی، بدن اکسیتکسین ترشح می کند که به دنبال آن آرامش را در روح و جسم ما به دنبال دارد. همچنین ترشح دوپامین و تستسترون و دیگر تغییرات شیمیایی در بدن، تأثیراتی چون، خوابی راحت، افزایش خلاقیت، تمرکز بر امور کاری، افزایش اعتماد به نفس را در پی دارد. داشتن یک رابطه ی جنسی سالم، موجب افزایش انگیزه، اتکاء به نفس، آرامش و در نهایت کاهش هنجار های محیط کاری و افزایش کارآیی می شود. به عبارت دیگر یک فرد با داشتن یک رابطه ی جنسی لذت بخش، توان کاری خود را در جهت نیل به موفقیت ها بالا می برد.

با ارضاء کامل از  رابطه ی جنسی خود در زندگی،  در ایجاد ارتباطات اجتماعی و کاری، موفقیت های بی شماری را کسب می کنید. با جود حس تمایل به برقراری دوباره ی این رابطه، انگیزه ای است که همچون موتوری قوی شما را بر آن می دارد تا امور روزانه خود را سریع ولی به نحوی صحیح به اتمام برسانید تا خود را به منزل و همسر خود برسانید! به گفته ی Ian Kerner ؛ نویسنده ی کتاب " عشق و تمایلات"؛ با یک رابطه ی جنسی دلنشین و ترشح اندورفین در اعماق وجود خود، حس زندگی و.....

در ادامه مطالب=>


****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/۱٩ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

مغز انسان

اکثر ما فکر می کنیم هوش یک ویژگی ارثی است ولی بدانید که علاوه بر ارث شرایط محیطی هم تاثیر زیادی بر هوش دارد ودر واقع هوش یک ویژگی ارثی محیطی است .

چگونه می توان بهره ی هوشی را افزایش داد؟ 

1- یکی از مهم ترین عواملی که روی هوش اثر می گذارد ،تغذیه است. نخوردن صبحانه در دوران کودکی ، باعث کم شدن ضریب هوشی و در دوران نوجوانی باعث کم شدن قدرت یادگیری می شود .

2- ورزش ودویدن آرام،باعث افزایش جذب اکسیژن و بهبود جریان خون وبالا رفتن عملکرد مغز و افزایش هوش می شود.

3- یاد گرفتن موسیقی به صورت منظم نیز باعث افزایش هوش و بهبود عملکرد مغز می شود.

4- حفظ شعرهای کوتاه ، یادگیری زبان دوم و خواندن کتاب نیز باعث افزایش هوش می شود.

5- بازی های فکری مثل شطرنج ، جدول و حل معما هم باعث تفکر سریع و بالا رفتن قدرت تصمیم گیری می شود .

6- خوابیدن کافی ، منظم و سر ساعت هم در افزایش هوش مؤثر است .

7- خوردن غذاهای دریایی مثل ماهی و میگو هم در افزایش هوش نقش زیادی دارند.

 8- استرس، قدرت مغز را تحلیل می‌برد. پس تا جایی که می‌توانید از استرس دوری کنید و به شادی و آرامش روی آورید. انجام تمرین های یوگا و مدیتیشن می‌تواند راهکار مناسبی برای دوری از استرس باشد.

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/۱٧ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |


 
اسب بعدی!


مرد ثروتمندی در دهکده‌ای دور زمین‌های زیادی داشت و تعداد زیادی کارگر را همراه با خانواده‌شان روی این زمین‌ها به کار گرفته بود. و برای اینکه بتواند این کارگران را وادار به کار کند یک سرکارگر خشن و بی‌رحم را به عنوان نماینده خود انتخاب کرده بود و سرکارگر با خشونت و بی‌رحمی کارگران و خانواده‌های آنها را وادار می‌کرد روی زمین‌های مرد ثروتمند به سختی و تمام وقت کار کنند تا محصول بیشتری حاصل شود. روزی شیوانا از کنار این دهکده عبور می‌کرد. کارگران وقتی او را دیدند شکایت سرکارگر را نزد شیوانا بردند و گفتند: "صاحب مزرعه، این فرد بی‌رحم را بالای سر ما گذاشته و ما به خاطر نان و غذای خود مجبوریم حرف او را گوش کنیم. چیزی به او بگویید تا با ما ملایم‌تر رفتار کند."
شیوانا به سراغ سرکارگر رفت. او را دید که افسار اسب پیری را در دست گرفته و به سمتی می‌رود. شیوانا کنار سرکارگر شروع به راه رفتن کرد و از او پرسید: "این اسب پیر را کجا می‌بری؟"
سرکارگر با بدخلقی جواب داد: "این اسب همیشه پیر نبوده است. مرد ثروتمندی که مالک همه این زمین‌هاست سال‌ها از این اسب سواری کشیده و استفاده‌های زیادی از او برده است. اکنون چون پیر و از کار افتاده شده دیگر به دردش نمی‌خورد. چون صاحب زمین‌ها به هر چیزی از دید سوددهی و منفعت نگاه می‌کند بنابراین از این پس اسب پیر چیزی جز ضرر نخواهد داشت. به همین خاطر او از من خواسته تا اسب را به سلاخی ببرم و گوشت او را بین سگ‌های مزرعه تقسیم کنم تا لااقل به دردی بخورد."
شیوانا لبخندی زد و گفت: "اگر صاحب این مزرعه آدم‌های اطراف خود را فقط از پنجره سوددهی و منفعت نگاه می‌کند، پس حتما روزی فرامی‌رسد که به شخصی چون تو دیگر نیازی نخواهد داشت. آن روز شاید کارگران مزرعه بیشتر از اربابت به داد تو برسند. اگر کمی با آنها نرمی و ملاطفت به خرج دهی وقتی به روزگار این اسب بیفتی می‌توانی به لطف و کمک آنها امیدوار باشی. همیشه از خود بپرس که از کجا معلوم اسب بعدی من نباشم! در این صورت حتماً اخلاقت لطیف‌تر و جوانمردانه‌تر خواهد شد."

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/۱٧ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

سرچشمه این جشن را در مهرپرستی -که کیش رومیان پیش از گرویدن به مسیحیت بود- می‌دانند. "کریسمس"، جشنی که هر ساله نوید آغاز سال نوی میلادی را به جهانیان می‌دهد، یک جشن مذهبی برای مسیحیان است که در طول تاریخ خود، دگرگونی‌های بسیاری را تجربه کرده است. آنگونه که از تاریخ بر می‌آید، کریسمس در قرن چهارم میلادی که امپراطوری روم (بیزانس) بطور رسمی آیین مسیحیت را پذیرفت، در دنیای غرب رایج شد و به مرور زمان، نشو و نما گرفت....

در ادامه مطالب=>


****ادامه مطلب****
تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/۱۳ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

فکرشم نمی کردم موقعیتی پیش بیاد که امروز تو این وب لاگ چیزی بنویسم،ولی خب تو این مدت یاد گرفتم که هیچ چیزی قابل پیش بینی نیست،یا حداقل من توانایی پیش بینی کردن ندارم...

در اوج امیدواری با سر می خوردم زمین،و در اوج نا امیدی یه جورایی اوضاع خود به خود درست می شد!

اول فکر کردم یه متنی بنویسم ، که وقتی نشست پای کامپیوتر و خوندش،همون جا متحول بشه...یهو جادو بشه و خیلی چیزها رو باور کنه ! تو تمام این 50 روز هم می خواستم اون متن جادو کننده رو بنویسم.

اما هیچ وقت نشد...یعنی نتونستم چنین متنی رو پیدا کنم.بلد نبودم.بلد نبودم تمام احساساتمو با 4 تا جمله بیان کنم.شاید اگر همه احساسم نسبت بهش تو 4 تا جمله خلاصه می شد،همون بهتر که باور نمی کرد!

تو تمام این مدت هم اشکالم همین بود.فقط منتظر یک معجزه بودم که همه چیزو درست کنه! غافل از این که تو تمام این مدت معجزه در حال رخ دادن بود.تو تک تک روز هاش...

و مهمتر اینکه معجزه های گذشته رو فراموش کرده بودم...معجزه 8 سال پیش،4 سال پیش،3 سال پیش، و ....

واقعا این معجزه چیه؟ مشکلاتتون رو یادتونه اما یکی نجاتتون داد...اونی که همیشه هوامونو داشت،داره و مطمئنا در آینده هم تحت هر شرایطی هوامونو داره...

می دونی چرا؟ چون دوستمون داره...همه رو...

یه نگاه به تقویمت بنداز، امروز پنجم محرمه ...

 

 سلام بر حسین...

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/۱ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |

اگر آفتابگردان‌ به‌ خاک‌ خیره‌ شود و به‌ تیرگی، دیگر آفتابگردان‌ نیست.

  آفتابگردان‌ کاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سیاهی‌ نسبت‌ ندارد

اینها را گل‌ آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشایش‌ می‌کردم‌ که‌ خورشید کوچکی‌ بود

  در زمین‌ و هر گلبرگش‌ شعله‌ای‌ بود و دایره‌ای‌ داغ‌ در دلش‌ می‌سوخت
آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتی‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را می‌کارد، مطمئن‌ است‌

که‌ او خورشید را پیدا خواهد کرد
آفتابگردان‌ هیچ‌ وقت‌ چیزی‌ را با خورشید اشتباه‌ نمی‌گیرد؛
 

 اما انسان‌ همه‌ چیز را با خدا اشتباه‌ می‌گیرد
آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و کارش‌ را می‌داند.
 

 او جز دوست‌ داشتن‌ آفتاب‌ و فهمیدن‌ خورشید، کاری‌ ندارد.

 او همه‌ زندگی‌اش‌ را وقف‌ نور می‌کند، در نور به‌ دنیا می‌آید و در نور می‌میرد.
 

 نور می‌خورد و نور می‌زاید
دلخوشی‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است. آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آمیخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا
 

 بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ می‌میرد؛ بدون‌ خدا، انسان
آفتابگردان‌ گفت: روزی‌ که‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپیوندد، دیگر آفتابگردانی‌ نخواهد ماند
 

 و روزی‌ که‌ تو به‌ خدا برسی، دیگر «تویی» نمی‌ماند
 

و گفت‌ من‌ فاصله‌هایم‌ را با نور پر می‌کنم، تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر می‌کنی؟
 

 آفتابگردان‌ این‌ را گفت‌ و خاموش‌ شد
گفت‌وگوی‌ من‌ و آفتابگردان‌ ناتمام‌ ماند، زیرا که‌ او در آفتاب‌ غرق‌ شده‌ بود
جلو رفتم‌ بوییدمش، بوی‌ خورشید می‌داد. تب‌ داشت‌ و عاشق‌ بود.

خداحافظی‌ کردم، داشتم‌ می‌رفتم‌ که‌ نسیمی‌ رد شد و گفت:

نام‌ آفتابگردان‌ همه‌ را به‌ یاد آفتاب‌ می‌اندازد،

        نام‌ انسان‌ آیا کسی‌ را به‌ یاد خدا خواهد انداخت؟
             افسوسآن‌ وقت‌ بود که‌ شرمنده‌ از خدا رو به‌ آفتاب‌ گریستم.
افسوس

تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱٠/۱ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ نويسنده: اندیشه م **نظرها** () |





Powered by SeZaR800

>