ساحل دلتو به خدا بسپار خودش قايقو برات مي فرسته
انقدر غمم زیاده که دارم میسوزم اینجا ولی تو خیالتم نیست که دارم میمیرم اینجا
خودکشی دارنده مدال جودو المپیک آتن فدراسیون جودوی اتریش اعلام کرد که دارنده مدال نقره المپیک آتن خودکشی کرده است. به گزارش ایسنا«کلودیا هیل» 29 ساله پنجشنبه هفته گذشته دست به خودکشی زد. وی مدالآور المپیک 2004 میلادی آتن بود. بر اساس گزارش فدراسیون جودوی اتریش، این زن 29 ساله در سال 2009 میلادی از صحنه ورزش خداحافظی کرد، در حالی که در المپیک «پکن» مقام پنجم را کسب کرده بود. بر اساس این گزارش که در پایگاه اطلاعرسانی اتریش تایمز هم آمده است، علت خودکشی این جودوکار هنوز مشخص نشده است؛ چرا که وی از خود هیچ یادداشت یا وصیتنامهای بر جای نگذاشته است. شهید ایمان غلام نژاد(محمد منتظر قائم) ایمان جان رفتی ولی منتظر من باش در جلسات انصار حزبالله میگفت بچهها دعا کنید من شهید بشم. بچهها میگفتند محمد آقا! داری شوخی میکنی دیگه؟ فرض که دعا کردیم، کجا میخوای شهید بشی؟ میگفت من خیلی شهادت در راه خدا رو دوست دارم... به ادامه مطالب مراجعه کنید ازعوامل ناجا و... به شکل دردناکی متشکریم! به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله هفته نامه یالثارات در ستون سیاست به روایت همولایتی نوشت:اگر میخواهید در همین خاک جمهوری اسلامی شاهد صحنههای وقیح و قبیح اروپایی باشید، اگر مایلید آخرین مدلهای بیحجابی فرنگی را در همین ایران خودمان مشاهده کنید، کافی است به سالن انتظار فرودگاه بینالمللی امام سری بزنید و یا در یکی از پروازهای خارجی خطوط هوایی ایرانی حضور به هم رسانید. ملاقات با امام زمان(عج) قبل از شهادت نحوه تشرف شهید والامقام سید رضا پورموسوی به محضر حضرت صاحب الزمان(عج) شب سه شنبه بود و همرزمان واحد دیده بانی توپخانه لشکر ۷ حضرت ولی عصر (عج) در کنار هم در خرمشهر می گفتند و می شنیدند و شاید از رزم خویش و خاطرات گذشته سخن می راندند؛ اما «سید رضا» را بی قراری عجیبی فرا گرفته بود؛ آخِر، موعد قرار عاشقی بود و معشوق منتظر! و قرار وصال یار در ساعت ۱۱ هر سه شنبه شب، امضا شده بود ؛ او آن شب خود را از صادق الوعد به دور میدید. آبروی عاشق! در ادامه مطالب=> اس ام اس مخصوص روز ولنتاین Valentine's Day sms اس ام اس مخصوص "روز ولنتاین" متن کامل س.م.س ها را در ادامه مطالب بخوانید=> سلام دوستان خوبم. چند وقتی نبودم, چند وقت که چه عرض کنم خیلی وقته.امروز اومدم با چند مطلب جالب. رازهای خواب آیا تابحال خواب خود را فراموش کرده اید؟ آیا دچار بختک شده اید؟ خوابهای رنگی چطور آیا تا بحال دیده اید؟ ادامه ی این مقاله ی جالب در ادامه مطالب=>
1- در یک مسابقه دو سرعت شرکت کرده اید. از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟ ٣- این تست هوش را فقط ذهنی حل کنید. جواب ها در ادامه مطالب=> 1- عمومی ترین نام در جهان محمد است. در ادامه مطالب=> از آنجا که خانم ها دنبال مردی برای زندگی هستند ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایینتر از آنها باشد. تحقیقات جدید نشان می دهد که ازدواج هایی که در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام تر و مثبت تر است. تصور محققان از دلیل آن این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند درحالیکه خانم ها بیشتر می خواهند همسری داشته باشند که به خوبی از آنها حمایت کند. محققان قبول دارند که مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می دهد که استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن، و بیبی فیس بودن و یک نسبت خاص برای دورسینه و دور لگن. ادامه این مقاله جالب در ادامه مطالب=> صدای خنده های تو الان تو خونه ی کیه؟! روزای خوب زندگیم تمومشون سهم تو شد میگفتی راهمون جداست آخرشم حرف تو شد کاشکی منبعد حتی یکبار بی قراریمو ببینی خدا رو تو چه دیدی شاید آسوده نشینی من هنوزم حاضرم عشق من فدات بشم تو فقط برگرد کنارم سپر بلات میشم پیشنهاد میکنم ادامه ی این مقاله مفید را در ادامه مطالب مطالعه کنید=> یکی از پسرانش! سلام.امروز میخوام یه سایت معرفی کنم که وقتی بهش اسمتون رو میدید عکستون رو طراحی میکنه برای ورود به این سایت جالب اینجا کلیک کنید 

****ادامه مطلب****
خوشبختانه فراوانند زنان و دخترانی که در سالن انتظار فرودگاه امام کشف حجاب نموده و البته فراوانترند کسانی که به مجرد سوار شدن به یک پرواز خارجی (البته در هواپیماهای متعلق به شرکتهای ایرانی!) و بعد از برخاستن هواپیما ظرف نیم ثانیه کشف حجاب نموده و اروپا را در خاک جمهوری اسلامی ایران تحقق میبخشند. لذا:
* از عزیزان هواپیمایی کشوری
* وزیر محترم راه و شهرسازی
* مدیران عامل شرکتهای هواپیمایی ایرانی
* مدیر عامل فرودگاه بینالمللی امام خمینی
* گارد حفاظت هواپیمایی و افسران امنیت پرواز
* و بالاخره عوامل ناجا مستقر در فرودگاه امام که با همت و مساعی جمعی خود اروپا را به ایران آوردهاند عمیقا به شکل دردناکی متشکریم!
هر چه بود گذشت؛ و گفت و شنود همسنگران به انتها رسید و خواب شیرین چشمان همه را ربود، جز «سید رضا» که با دلی غمگین عذر تقصیر به پیشگاه یار برد که مولای من! « سزاوار نبود و از ادب بدور بود که با این برادران اینگونه رفتار نمایم و از میان جمعشان برخیزم » (۱)
صد تکبیر مقدمه زیارت جامعه کبیره را سر داد که ناگاه چشمانش بسته شد و پرده کنار رفت و دید آنچه را که باید می دید...
«متوجه شدم که به حالت دوزانو در برابر آقا و سرور و مولای بزرگواری با قامتی رشید و دیبائی لطیف و درخشان بر تن، نشستهام و تعدادی با لباس ساده نظامی که سه نفر سمت راست آن بزرگوار و سه نفر سمت چپ برگرد آن حضرت به حالت دوزانو نشسته بودند که آن سیّد جلیل القدر به من خطاب نمود که: سیّد ناراحت نشو ، همین کسانی که تو با آنان همنشین میباشی من هم با تعدادی از ایشان همنشین میباشم ،بعد از گفتاری چند با آن عزیزجان متوجه شدم که سیّد ما و مولای ما و امام ما حضرت حجه بن الحسن العسکری روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه فدا است. بعد از چند لحظه دیدم پرده جلو آمد و چشمهایم باز گردید. با حالت تضرع و ابتهال و زاری و گریان در حالی که قابل وصف برایم نبود و در پوست خویش نمیگنجیدم زیارت جامعه را خواندم...» (۲)
آن شب گذشت و راز سر به مُهر دلدادگی «سید» به امامش برای هیچکس گشوده نشد اما بعدها...
«سید رضا پور موسوی » در سومین روز از بهار سال ۱۳۶۷ در عملیات والفجر ۱۰ بهاری شد و زمستان فراقش را به دوستانش هدیه کرد...
مزار این شهید والا مقام در گلزار شهدای بهشت علی (ع) شهرستان دزفول در کنار دیگر همرزمان شهیدش می باشد.
پانوشت:
۱و۲ : متن دست نوشته های به جا مانده از شهید 
شیوانا همراه شاگردان از مسیری عبور میکرد. به یک آبادی رسیدند و کنار رودخانه نشستند تا استراحت کنند. تنی چند از اهالی آن آبادی نیز کنار رودخانه ده مشغول فروش محصولات خود بودند. در این هنگام شیوانا و شاگردان متوجه شدند که دو فروشنده با وجودی که جنسهایی کاملا مشابه داشتند و قیمتهایشان هم یکسان بود اما یکی از آنها فروش بیشتری داشت و اهالی دهکده بیشتر از او خرید میکردند. نکته جالب این بود که رهگذران هم برای خرید بیشتر به او مراجعه میکردند. این نکته برای شاگردان جالب به نظر رسید. برای همین از شیوانا جدا شدند تا دلیل این پرمشتری بودن آن فروشنده را کشف کنند. ساعتی بعد همگی دور شیوانا نشستند و نتیجه تحقیق خود را با هم در میان گذاشتند. مشخص بود که فروشنده پرطرفدار جوانی است فقیر اما محجوب که دلباخته دختر ثروتمندترین شخص دهکده شده که اتفاقا دختری فهیم و با کمالات است. با وجود اختلاف طبقاتی این جوان دست از عشق خود برنداشته و....
****ادامه مطلب****

نمیگم دوستت دارم
نمیگم عاشقتم
میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست


اس ام اس ویژه روز ولنتاین
قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق
مرا در خود کشیدی برمودای من !!!


****ادامه مطلب****
****ادامه مطلب****
- خواب دیدن افراد نابینا
کسانی که بعد از تولد نابینا می شوند می توانند تصاویر را در خواب ببینند. افرادی که نابینا به دنیا می آیند نمی توانند در خواب تصاویر را ببینند ، اما نابینایان خواب هایی به شفافی افراد بینا دارند ، که البته شامل حواس پنج گانه دیگر مثل شنوایی ، چشایی ، بویایی ، لامسه و حتی عواطف حسی است. تصور کردن این امر برای انسانهای بینا مشکل است.
- 90 درصد خواب ها فراموش می شوند
نیمی از رویاها در همان 5 دقیقه اول پس از برخاستن از خواب و 90% آنها پس از 10 دقیقه فراموش می شوند.
- همه ی مردم خواب می بینند
تمامی افراد (به جز مواردی از بیماری های شدید روانی) خواب می بینند. اما زنها و مردها رویاها و عکس العمل های متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند.
****ادامه مطلب****
2- اگر در مسابقه قبل از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
عدد 1000 را فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با 1000 جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. دوباره با 1000 جمع کنید. حاصل را با 20 جمع کنید. 1000 را به حاصل قبل اضافه کنید و در پایان 10 تا به حاصل اضافه کنید. حاصل چند است؟
4- آبروتون در خطره. زود سوال زیر رو جواب بدید.
پدر ماری، پنج تا بچه داره: به نام های Nana و Nene و Nini و Nono. اسم بچه پنجمی چیه؟
5- بعضی از ماه ها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
6- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت یک عدد قرص بخور چقدر طول می کشد تا تمام قرصها خورده شود؟
7- قصد دارید ساعت 8 شب بخوابید. ساعت را کوک می کنید که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار می شوید، چند ساعت در خواب بوده اید؟
8- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
9- چوپانی 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
10- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
11- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارید چند سیب دارید؟
12- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
****ادامه مطلب****
2- اسم تمام قاره ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می یابد.
3- مقاوم ترین ماهیچه در بدن ، زبان است.
4- کلمه «ماشین تحریر» (TYPEWRITER) طولانی ترین کلمه ای است که می توان با استفاده از حروف تنها یک ردیف کیبورد ساخت.
5- چشمک زدن زنان ، تقریباً دوبرابر مردان است.
6- شما نمی توانید با حبس نفستان ، خودکشی کنید.
7- محال است که آرنج تان را بلیسید.
8- وقتی که عطسه میکنید مردم به شما «عافیت باش» می گویند ، چرا که وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد.
9- خوک ها به لحاظ فیزیک بدنی ، قادر به دیدن آسمان نیستند.
10- وقتی که به شدت عطسه می کنید، ممکن است یک دنده شما بشکند و اگر عطسه خود را حبس کنید، ممکن است یک رگ خونی در سر و یا گردن شما پاره شود و بمیرید.
11- جلیقه ضد گلوله ، ضد آتش ، برف پاک کن های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند.
12- تنها غذایی که فاسد نمی شود ، عسل است.
13- کروکودیل نمی تواند زبانش را به بیرون دراز کند.
14- حلزون می تواند سه سال بخوابد.
15- تمامی خرس های قطبی چپ دست هستند.
16- در سال 1987 خطوط هوایی «امریکن ایرلاینز» توانست با حذف یک دانه زیتون از هر سالاد سرو شده در پروازهای درجه یک خود، چهل هزار دلار صرفه جویی کند.
17- پروانه ها با پاهایشان می چشند.
18- فیل ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند.
19- در 4000 سال قبل، هیچ حیوانی اهلی نبود.
20- بطور متوسط، مردم آنقدر از عنکبوتها می ترسند که نمی توانند آن ها را بکشند.
21- مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود، سقوط می کند.
22- قلب انسان فشاری کافی ایجاد میکند تا به فاصله 30 فوتی (تقریباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ کند.
23- موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا می کنند ، که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند.
24- صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد.
25- استفاده از هدفون در هر ساعت، باکتری های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش می دهد.
****ادامه مطلب****
****ادامه مطلب****

بسیاری از پدر و مادرها گله میکنند که بین آنها و فرزندانشان فاصله فکری زیادی وجود دارد و شرایط به گونهای است که انگار آنها هرگز نمیتوانند یکدیگر را درک کنند. خیلیها علت این تفاوت دیدگاهی را طبیعت سرکش جوانی میدانند. اما مشکل خیلی عمیقتر از این حرفهاست، چرا که همین جوانی که به ظاهر نمیتواند با والدین میانسال خود ارتباط موثر برقرار کند به راحتی سفره دل خود را برای یک فرد مسنتر مثل مادربزرگ یا خاله و حتی یک غریبه میگشاید و آنقدر صمیمی میشود که گاهی والدین حسرت آن را میخورند. اگر کمی دقیقتر به زندگی آدمهای اطراف خود توجه کنیم میبینیم دلیل تفاوت دیدگاهی و فاصله فکری بین نسلها و انسانها اصلا تفاوت سن آنها نیست، بلکه در نوع سوالاتی است که بین آنها رد و بدل میشود.
برای مثال خود شما به عنوان یک انسان معمولی بهترین شاهد این مدعا هستید.
****ادامه مطلب****
شیوانا با تعدادی از شاگردان از راهی میگذشت. نزدیک دروازه یک شهر با ردیفی از فروشندگان دورهگرد روبهرو شد که کنار جاده بساط خود را پهن کرده بودند و به رهگذران غذا و لباس و میوه میفروختند. شیوانا متوجه شد که یکی از فروشندگان پیرزنی است که میوههای خود را در سبد مقابل خود چیده و به خاطر قیمت مناسب و کیفیت میوهها مردم بیشتری را به دور خود جمع کرده است. چند قدم بالاتر چند جوان میوهفروش بودند که کسی از آنها خرید نمیکرد. ناگهان آن چند جوان طاقتشان تمام شد و با عصبانیت سراغ پیرزن رفتند و با لگد سبد میوههای او را به گوشهای پرت کردند و مانع از کسب و کار او شدند. پیرزن هم که قدرت مقابله با آنها را نداشت مدام با صدای بلند میگفت به زودی پسر رشیدش خواهد آمد و آنها را ادب خواهد کرد.
شیوانا به شاگردان گفت که کناری بایستند و به سرعت نزد پیرزن رفت و با صدای بلند او را مادر خود خطاب کرد. سپس شروع کرد به جمع کردن میوهها. میوهفروشهای جوان تا این صحنه را دیدند با ترس و لرز وسایل خود را برداشتند و از آنجا دور شدند. بعد از مدتی که دوباره مشتریها دور پیرزن جمع شدند، شیوانا نزد شاگردانش بازگشت و از آنها خواست تا به راه خود ادامه دهند. در طول راه شاگردی از شیوانا پرسید: "آیا آن پیرزن واقعا مادر شما بود؟"
شیوانا لبخندی زد و گفت: "میتوانست باشد! آن جوانها هم میتوانستند پسران او باشند! اما حرص و طمع و خودخواهی باعث شده بود که آنها از یاد ببرند همه انسانها اجزای یک پیکر هستند. پیرزن در آن لحظه نیاز به یکی از پسرانش داشت. خوب من هم میتوانستم آن یک پسر باشم. برای همین کنارش نشستم و مانند یکی از پسرانش به او کمک کردم. به آن دو جوان هم کاری نداشتم، خودشان گریختند. در حقیقت آنها از یکی از پسران پیرزن ترسیدند و چون میدانستند خطاکارند فرار کردند. فراموش نکنید که برای حمایت از کسانی که نیازمند کمک ما هستند حتما لازم نیست با آنها فامیل باشیم."

